- ۰۴/۰۱/۱۴
- ۰ نظر
سه ساله زندگی نداریم
همش انگار رو هوا ییم
آپارتمان زندگی رو ازمون گرفته
زندگی همش یه جوریه
خواب خوراک تلوزیون،
حرف زدن و همه و همه
همش انگار در خلأ قرار
داریم تو کوچه بالا ایم.
دیوار های آپارتمان ها اکثرا نازک
هر جا رفتیم و بودیم...
انگار توی خونه ی بغلی،
زندگی می کنیم حرف می زنیم.
همچنین اونها انگار خونه ما اند!
تصور کنید توی خونه ویلایی از
بچگی بزرگ شدین،الان آپارتمان
شب می خوابید صبح می بینید
صدا میاد از طرف هال پذیرایی
ذهنتون میگه نکنه کسی اومده!
میرید ببینید کیه میبینید خالیه
هیشکی نیست ولی صدا از توی
دیواره دقیقا از توی دیوار میاد.
گوش خودتون رو میذارید روی
دیوار واضح صدای کل خونه ی
همسایه رو می شنوید!
اینجاست که به این نتیجه مهم
می رسید که اون ها هم حرفای
شما رو می شنوند.آه...
گاهی آدم حرف خصوصی داره
گاهی هم آدم نا ملایمتی دعوا،
گاهی هم کاری با صدای زیادی
پیش میاد که همش باید مدارا
کنیم یا حواسمون باشه.سخته
سخته که زندگی همش آروم و
یکنواخت باشه، زندگیها سرده
توی آپارتمان هر کاری کنیم ها
فضای سرد و فانتزی و بی بته
حرف اول رو میزنه.هر کسی،
هر کسی هم که داره یک مدل
دیگه توی واحد زندگی میکنه
به مشکل میخوره مگر مدارا،
همیشه مواظبت،زیاد رعایت،
و سکوت کنه که این زندگیها
رو سخت سرد و یکنواخت و
کسل کننده میکنه واقعا بده.
- ۰۴/۰۱/۱۴